
نهمين
شب از «شبهاي كابل»، با حضور اهل فرهنگ افغانستان، برای گرامیداشت، نقد
و بررسي آثار و كارنامه ادبی استاد محمداعظم رهنورد زرياب در کابل برگزار
شد.
شكور نظري، مدير اجرايي خانه ادبيات
افغانستان، با خوانش بخشهاي داستاني
از استاد محمداعظم رهنورد زرياب، نهمين شب از «شبهای کابل» را عصر روز
اول قوس (آذر) ۱۳۸۹،در سالن همایشهای مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا آغاز
كرد. وي با بيان اينكه هدف خانه ادبیات افغانستان از برگزاری چنین
برنامههایی، رشد و توسعه فرهنگ نقد و نقدپذیری و نهادینهسازی آن در
جامعه و جامعه فرهنگی ـ ادبی افغانستان است، گفت: «بدون شک، ادبیات،
بازتابدهنده روح، احساسات و افکار جمعی انسانها در بستر زمان و مکان است
و انسان، خود را به تمامی و بدون محدودیت وسانسور در آن ابراز مینماید.
در جهان ادبیات، نظامها و شاخههای مستقل تأملات اندیشمندانه، فیلسوفانه،
جامعهشناسانه و ...، جدا از تفاوتها و تمایزها، با مهربانی، سر بر شانه
هم میگذارند. ادبیات، آینه واحد هویتهای ناپیوسته و متفاوت است و خوانش،
نقد و تحلیل آن، روایتی منتقدانه انسان، تجربیات و تجلیات همهجانبه اوست.
از این رو، میتوان از نقد ادبی و دموکراسی، نقد جامعهشناسانه،
جامعهشناسی ادبیات و... سخن گفت. ادبیات، روایت همهجانبه انسان در تاریخ
است و خوانش و نقد همهجانبه آن میتواند کمکی باشد به این روایت و
بازخوانی».
مدیر اجرایی خانه ادبیات افغانستان
افزود: «در آستانه دور جدید از تحولات تاریخی در کشور ما، اکنون نیاز جدّی
به نقد و بازاندیشی فرهنگ احساس میشود. در این میان، ادبیات به مثابه قلب
تپنده فرهنگ، نقش جدّی و اثرگذاری در ترقی و عظمت جوامع انسانی دارد.
ادبیات، بازتاب خرد، اندیشه و احساس آدمی است و بنابراین، آفرینش و
بازآفرینی و نقد و بازخوانی آن میتواند به شکلگیری خود جدید و شخصیت
نوین ما مدد رساند».
شب نهم «شبهای کابل» با سخنراني محمدحسين
محمدي، مدیر خانه ادبيات افغانستان و استاد مؤسسه تحصيلات عالي ابن سينا
پي گرفته شد. محمدي با قدرداني از همکاری مؤسسه تحصيلات عالي ابن سينا و
ديگر نهادهای فرهنگی، هنری و اجتماعی با خانه ادبيات افغانستان براي
برگزاري اين برنامه، درباره دليل وقفه ايجادشده در برگزاري شبهاي كابل و
ديگر برنامههاي خانه ادبیات در افغانستان گفت: «اين وقفه كه موقت و
كوتاهمدت بود، صرفا به دليل مسافرت كاري اينجانب و ديگر اعضاي خانه به
خارج از كشور صورت گرفته بود.» وی درباره اختصاص اين شب به بررسي و نقد
آثار استاد رهنورد زرياب نیز چنین گفت: «اين شب با توافق نظر اعضاي خانه،
به خاطر و مناسبت انتشار چاپ دوم گزينه داستانهاي استاد به نام «زيباي
زير خاك خفته» و به پاس پنج دهه فعاليت ایشان در عرصه آفرينش ادبي و
نويسندگي کشور، به ايشان اختصاص يافته است.» مدير خانه ادبيات افغانستان
تأكيد كرد از اين پس، «شبهای کابل» و ديگر برنامههاي خانه ادبیات با
انگيزه بيشتر برگزار خواهد شد.
دکتر محمدامین احمدی:در آثار زریاب، فرزانه گی و حکمت عملی را می توان دید
پس از مدير خانه ادبیات، آقاي دكتر محمدامين
احمدي، رييس مؤسسه تحصيلات عالي ابن سينا به سخنراني پرداخت. وی با
خوشآمدگويي به حاضران در محفل «شبهای کابل» و طرح اين پرسش كه «زریاب
چگونه زریاب شد؟»، سخنان خود را چنین آغاز کرد: «من به عنوان یک خواننده
اثر زریاب میتوانم بگویم ذهن و زبان فرهیخته، سخته و دارای نظم منطقییی
که زریاب به آن دست یافته، محصول کوشش و تلاش پیوسته و دقیقاً مصداق این
بیت است: سالها باید که تا یک دانه سنگی ز آفتاب/ لعل گردد در بدخشان یا
عقیق اندر یمن». ايشان افزود: «در واقع، در این آثار، نشانۀ مطالعات وسیع
و گونهگون از جمله مطالعات تاریخی علاوه بر کسب ورزیدگی و مهارت را که به
گفته ارسطو، همان فرزانگی و حکمت عملی است، به خوبی میتوان دید.»
دکتر احمدی در ادامه سخنانش، پرسش دیگری را
مطرح کرد با اين مضمون كه: «داستان چگونه از انسان آیینهگی میکند و چه
ویژگیهای انسانی در آن آشکار میگردد؟» آنگاه در پاسخ گفت: «در
داستانها، ویژگیها و مختصات انسانی ذیل آشکار میگردند: حس زیباییدوستی
و ارضای حس زیباییشناختی؛ تمایلات معطوف به ایجاد لذت و سرگرمی؛
آرمانهای اخلاقی و اجتماعی؛ خصوصیات و ویژگیهایی چون تناهی، درد و رنج،
آزادی، مرگآگاهی و مانند آن که به تعبیر فیلسوفان اگزیستانسیالیست،
خصوصیات وجودی انسان بوده و بر حسب مفاهیم انتزاعی، به صورت دقیق و فنی
بیان نمیشوند. در واقع، این خصوصیات، روایت نمیشوند، بلکه آشکار و ملموس
میشوند. افزون بر آن، شرح هجران، غربت و دورافتادگی از اصل خویش و عشق به
وصال که در ادبیات عرفانی به کار رفته است، در داستان نیز به چشم میخورد».
حسین فخری: زبان رهنورد، جزالت و سلاست و فخامت بيشتري دارد
در ادامه شب نهم «شبهای کابل»، آقاي حسين
فخري، نويسنده و منتقد ادبي در گفتاري با عنوان «همسانيها و ناهمسانيهاي
آثار رهنورد زرياب و سپوژمي زرياب» گفت: «سپوژمي زرياب و رهنورد زرياب
با وجود حشر و نشر نزديك و پيوند زن و شوهري و مواضع فكري تقريبا همسان و
مشابه و همكاري احتمالي ادبي، هر دو، صاحب شيوهها و سليقههاي ادبي كاملا
متمايز و مخصوص به خود هستند.» وي در مورد استاد زرياب چنین بیان داشت:
«رهنورد زرياب در پي آن نيست كه به صراحت سخن گويد و در پرداخت آثارش، نه
مسامحه مي ورزد، نه از ديگران انتظار مسامحه دارد. كلمات و جملات و
چرخشگاههاي داستاني را به صورت دقيق و عميق بررسي ميكند و در ارائه
آثار خويش كوشش خستگيناپذير و پروسواسي به خرج مي دهد.» آقای فخری افزود:
«زبان رهنورد از پيشينيان و كلاسيكها اقتباس ميكند و جزالت و سلاست و
فخامت بيشتري دارد و سبك سنجيده، يكدست و جاافتاده دارد. معاني زياد
داستانهاي رهنورد زرياب از ابهام زباني و موضوعي آن به دست آمدهاند؛
ابهامي كه راهگشاي تأويلهاي بسياري چون تأويلهاي فلسفي، جامعهشناسانه،
روانشناسانه، ديني، عرفاني، اسطورهاي، سمبوليستي و سرانجام، رئاليسم
جادويي است».
علی امیری: نثر پاکیزه و پیراسته و دلواپسی و وسواس زریاب برای زبان فارسی،ستودنی است
علي اميري، نويسنده و پژوهشگر، سخنران بعدی
شب نهم «شبهای کابل» بود که در سخناني با «عنوان پرواي سخن» چنین گفت:
«نوشتههای دنیایی مدرن یا حکم برزخ را دارند و گذار از دنیای کهنه به نو
را روایت میکنند، مانند آثار سروانتس و داستایوفسکی. دون کیشوت، تاریخ
گذار از دنیای کهنه به دنیای نو است؛ دنیایی که زوال پیدا کرده است، ولی
خاطره آن هنوز در یادهاست و به صورت مخدوش و معوج یا کمدی، خود را بازتاب
میدهد. آثار داستایوفسکی نیز سراسر معطوف به جدال شک و ایمان و سرشار از
یک دهشت و خوف مقدس است. اگر از آثار دوران گذار که جزو نخستین رمانهای
دوران جدید است، درگذریم، دو گرایش جدی و در واقع، دو دنیای داستانی بر
ادبیات حاکم بوده است: اگزیستانسیالیسم و رومانتیسم. رئالیسم و سوررئالیسم
و کلاسیسم و غیر آن، سبک است، مکتب است و بالاخره، مد است. ادبیات جدید یا
اتوپیا است یا دیستوپیا. یا آرمانشهر است یا ویرانشهر. یا «بهشت گمشده»
و «بهشت بازیافته» جان همیلتون است یا «بیگانه» کامو و «1984» جورج اورول.
یا دنیایی قشنگ و سرشار از زیبایی و عاری از فقر و فاقه و شقاوت و شرارت
است که در گذشته اتفاق افتاده است و آرزو میکنیم که در آینده نیز اتفاق
بیفتد یا درد و دهشتی است که اکنون به دامن ما چنگ انداخته است و پیشبینی
میکنیم که در آینده، شر و بلاهت، جهان را به تسخیر خود درخواهد آورد.
آثار کافکا سرشار از دهشتی است که در آینده و بعد از مرگ او اتفاق افتاد.
آثار زریاب را اگر از این منظر ببینیم، با هیچ یک از دو دنیای داستانی
نسبت ندارد یا نسبتش بسیار بیرنگ دارد. در نوشتههای زریاب، نه کابوس
وجود دارد، نه رؤیا. درونمایههای داستانی او بیشتر از اسطوره بار گرفته
است تا واقعیت. اما او در جستوجوی دنیایی خیالی خود هم نیست.»
این پژوهشگر با طرح اين پرسش كه «زریاب با
نوشتههای خود چه دنیایي فراروی ما قرار میدهد؟» در پاسخ به آن اظهار
داشت: «به نظر من، اهمیت زریاب در جای دیگر است. من عنوان این سخنرانی را
«پروای سخن» گذاشتهام. زریاب در داستانهایش، در مقالههایش، در
پژوهشهایش و در ترجمههایش همه جا پروای سخن داشته است. نثر پاکیزه و
پیراسته و دلواپسی و وسواسی که ایشان برای زبان داشته است، در این دوران
عسرت زبان فارسی، او را به یگانه غمخوار و پشتیبان این زبان در روزگار ما
و در سرزمین ما مبدل کرده است. زریاب در بازنمایی آن دنیای داستانی و
رؤیاها و کابوسهایی که ادبیات قرن بیست را تسخیر کرده است، چیزی به
خواننده نمیگوید و در آثار او تمام لذتها به لذت ملموس و بصری یعنی لذت
نثر تقلیل یافته است، اما در حراست و پاسبانی از زبان، کوشش کامیابی کرده
است که بیتردید، اکنونیان و آیندگان قدر آن را به درستی خواهند دانست».
عباس آرمان: جهان داستانی زریاب با تغییر و دگرگونی به شدت مشکل دارد
آقاي عباس آرمان، نويسنده و منتقد ادبي،
سخنران پایانی شب نهم «شبهای کابل» با تمركز بر آثار دهه چهل استاد
رهنورد زرياب و بيان اينكه نقدهاي انجام شده بر آثار زرياب، بيشتر شكلي
بوده و به درونمايه آثار توجه كمتري صورت گرفته است، دلمشغوليهاي عمده
نويسنده را موضوعاتي چون تنهايي، نااميدي، مرگ و نوستالوژي يا گذشتهخواهي
دانست. وي اضافه کرد: «اين مفاهيم درهم ميآميزند و معناي واحدي را القا
ميكنند و آن هم جدال ميان گذشته و حال است؛ جدال ميان شهر و روستا، ميان
ارزشهاي قديم روستايي و ارزشهاي جديد شهري؛ ميان خوب بودن گذشته و بد
بودن زمان جاري؛ ميان پدر و مادر.» آرمان در پايان سخنانش گفت: «جهان
داستاني زرياب با تغيير و دگرگوني به شدت مشكل دارد. يادهاي گذشته شيرينند
و وضعيت حال به شدت ناآرام و نامطمئن مينمايد».
رهنورد زریاب: هنوز در افغانستان، زبان معیار نداریم
در ادامه برنامه، پس از نمايش مستند كوتاهي
از زندگي استاد رهنورد زرياب كه آقاي جواد خادم، هنرمند معاصر تهيه کرده
بود، استاد در جايگاه سخنرانی قرار گرفت. رهنورد زرياب با قدرداني از خانه
ادبيات افغانستان در تلاش براي نهادينهسازي فرهنگ نقد و نقدپذيري و
برگزاري چنين برنامههايي برای رشد و توسعه ادبيات در كشور و نيز همکاری
مؤسسه تحصيلات عالي ابن سينا و دیگر نهادهای فرهنگی در این مسیر خطیر، با
اشاره به گفتههاي سخنرانان و منتقدان برنامه، در مورد زبان و كاركرد آن
در داستان و جامعه چنین اظهار داشت: «متأسفانه امروز نويسندگان، زبانهاي
محلي و گويشها را وارد داستانها كردهاند و اين امر موجب پراكندگي و
تشتت زباني شده است. از آنجا كه در افغانستان هنوز زبان معيار نداريم،
بايد به زبان فارسي سره و معيار نوشت تا كم كم به زبان معيار در كشور
رسيد.» ايشان در مورد تأثيرگذاري و تأثيرپذيري نويسندگان از همديگر نيز
گفت: «هيچ نويسندهاي را نميتوان يافت كه از ديگران (چه از پيشينيان و
معاصران) تأثير نپذيرفته باشد.» وي اين امر را نه ضعف نويسنده، بلكه امري
كاملا طبيعي دانست. استاد زرياب با آرزوي موفقيت براي خانه ادبيات
افغانستان در ادامهدهي فعاليتهايش به سخنان خود پايان داد.
شكور نظري، مدير اجرايي خانه ادبيات
افغانستان در پايان این برنامه اعلام كرد دهمين شب از «شبهای کابل» به
شعر جوان كابل اختصاص خواهد داشت. وي از شاعران جوان خواست تا آثارشان را
به نشاني خانه ادبيات افغانستان بفرستند. وی همچنين اضافه كرد كه خانه
ادبیات افغانستان در دوره جدید فعالیتهایش، هر ماه، نقد تخصصي كتاب
برگزار خواهد کرد كه در آن به بررسي ادبيات معاصر افغانستان پرداخته
میشود. گفتنی است خانه ادبیات افغانستان، نهمين شب از «شبهای کابل» را
با همكاري مؤسسه تحصيلات عالي ابن سينا، شركت مهندسي عمران، روزنامه
افغانستان، مركز تعاون و خانه فرهنگ افغانستان در سالن همايشهاي مؤسسه
تحصيلات عالي ابن سينا برگزار کرد.
لینک های مربوط:
خانه ادبيات افغانستان
http://khana.blogfa.com/روزنامه افغانستان
http://www.dailyafghanistan.com/archive/1251-11-23-2010/large/entertainment.jpg
خبرگزاری مهر
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1194884
خبر گزاري همكار
http://hamkarnews.com/archives/42602